تبلیغات
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان - تشکیلات عامل وحدت!

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

سلام در این پست می خواهیم پیرامون موضوعات زیر صحبت کنیم.
الف ) مفهوم وحدت :

ب ) نقش وحدت آفرین تشکل :

ج ) نقش تشکل در وحدت نظر و هدف :

د ) نقش تشکل در وحدت در عمل :

هـ ) رابطه تشکل با وحدت در اداره جامعه :

وحـدت تشکـلها :

فرق تشکلها در ارتباط با وحدت :

همکـاری بیـن تشـکلها

برای مشاهده جزییات به ادامه مطالب بروید.

تشکیلات عامل وحدت!


کانون اندیشه و تمدن اسلامی

مقدمه :

     در مقاله قبل نسبت به پندار « تشکل باعث تفرقه است » روشن ساختیم که تفرقه بین مسلمانان تنها در صورتی قابل تصور است که اصول مکتب و یا یکی از آنها خدشه دار گردد ولی اختلاف در فروع مکتب بین علما « فقه » و دانشمندان اسلامی خود یکی از عوامل بسیار مؤثر در پویایی و رشد مکتب است و هرگز نمی تواند و نمی باید عامل تفرقه باشد . بنابراین آنچه زمینه ساز اصلی تفرقه و یا وحدت است اختلاف و یا اشتراک در اصول زیربنایی اسلام است و اگر بر محور این اصول مکتبی اعتقادی مشترک (اسلام ) تشکلهای گوناگونی نیز به وجود آید هرگز وجود آنها نمودار تفرقه نبوده و اختلاف در شیوه های اجرا و نحوه پیاده کردن اصول اعتقادی مشترک را نشان می دهد ، نه وحدت شکنی و تفرقه را .

 

تشکل عامل وحدت :

     در این نوشته بر آنیم تا نشان دهیم که تشکل نه تنها موجب تفرقه ، تشتت و گروهگرایی نیست ، بلکه بهترین و قویترین وسیله وحدت بر اساس اصول و مبانی مشترک و مورد قبول است . قبل از پرداختن به این مسئله لازم است مفهوم وحدت به طور فشرده روشن گردد .

 

الف ) مفهوم وحدت :

     وحدت یعنی یکپارچگی و یگانگی ـ هر گاه افراد جامعه ای از عقیده ، آرمان ، هدف ، رهبری و نظام واحد برخوردار باشند و در انجام وظائف و مسئولیتها با هماهنگی و همسویی حرکت کنند ، می توان گفت بر آن جامعه وحدت حاکم می باشد . بنابراین ، وحدت عبارت است از همسویی نیروهای هم هدف .

     جامعه توحیدی را که از رهبری و نظام واحد پیروی می کند و پذیرنده خدای واحد ، قبله واحد ، کتاب واحد ، ارزشها ، سنتها ، اهداف و آرمانهای واحد می باشد و هماهنگی و وحدت در تمام ابعاد اعتقادی و عملی آن وجود دارد می توان « امت واحده » اسلامی و بارزترین الگوی وحدت دانست .

 

ب ) نقش وحدت آفرین تشکل :

     از آنجا که تشکل همه نیروهای مادی و معنوی را در جهت تحقق بخشیدن به اهداف مشترک ، منسجم کرده و به کار می گیرد و وحدت در عمل را بر پایه وحدت در عقیده و هدف میسر می سازد ، بالاترین و مؤثرترین نقش را در ایجاد اتحاد و یکپارچگی ایفاء می کند . بی تردید نقش سازماندهی و متشکل ساختن نیروهای آماده و هم هدف را در رسیدن به اهداف و مقاصد مشترکشان هرگز نمی توان انکار کرد و از نتایج پربار و ثمربخش آن در ایجاد وحدت غفلت نمود . زیرا تشکل موجب می شود که از هرز رفتن نیروها و استعدادها و ضعف و کاستی در بازدهی آنها جلوگیری شده و کلیه توانایی ها با ظرفیت کامل و با کمیت و کیفیت متناسب و مطلوب با هم سویی و وحدت کامل در مسیر تحقق اهداف ارزشمند انسانی ـ اسلامی جامعه به کار رود و سیر تکاملی انسان به سوی الله شتابی بیشتر و بهتر بیابد . بنابراین تشکل در جامعه اسلامی وحدت را در بالاترین و مطلوب ترین شکل به ارمغان می آورد . بی شک تحقق جامعه توحیدی یا امت واحد اسلامی جز از طریق تشکل اسلامی بر مبنای ضوابط و معیارهای مکتبی ممکن نمی گردد . ساده اندیشی است که کسی تصور کند بدون سازماندهی و تشکل می توان جامعه ای توحیدی و نظامی اسلامی ، پایبند به مکتب ، متحرک و متکامل ، همسو و همجهت ، یگانه و یکپارچه و با رهبری واحد الهی ایجاد کرد .

     برای ما مسلم است کسانیکه امروز تشکل اسلامی را عامل تفرقه و وحدت شکن معرفی می کنند خود با وحدت و هماهنگی ناشی از تشکل خویش در محروم ساختن جامعه اسلامی از تشکل می کوشند ، اینان از تشکل و وحدت تشکیلاتی امت مسلمان وحشت دارند و در پی آنند تا با شعار « تشکل عامل تفرقه » نقش وحدت آفرین تشکل را انکار کنند و در صفوف مسلمانان تفرقه ایجاد نمایند . برای دشمنان اسلام وحدت و انسجام نیروهای عظیم توده های مستضعف مسلمان در قالب تشکیلاتی ، سیاسی ، مذهبی بسیار هراس انگیز است . آنان از دیرباز دریافته اند که وحدت برخاسته از تشکل اسلامی خنثی کننده توطئه های دشمنان اسلام و موجب یأس آنان از توفیق در شکست مسلمین است .

     اگر نقش وحدت آفرین و پربار تشکل مکتبی ، سیاسی امت مسلمان نمی بود این همه مورد حمله دشمنان اسلام و عوامل داخلی آنها قرار نمی گرفت که به یقین هر چه برای امت اسلامی ثمربخش تر است برای دشمنان اسلام خطرناکتر است .

     به طور خلاصه ما از تشکل اسلامی همان اعتصام همگانی بحبل الله(آل عمران ـ آیه 103) را می فهمیم که همه افراد در جامعه اسلامی با اعتصام و انسجام حول مکتب و اطاعت بی چون و چرا از مقررات آن به وحدت اسلامی می رسند و تفرقه را که منافی با روح توحید و اتحاد اسلامی است کنار می گزارند .

 

ج ) نقش تشکل در وحدت نظر و هدف :

     یکی از آثار پربار تشکل اسلامی آن است که با دادن آگاهی به نیروهای مستعدی است که از صداقت برخوردارند و در اثر ناآگاهی دیدگاههای مخالف و نظریات انحرافی پیدا کرده اند ، آنها را به پذیرش حقایق اسلامی هدایت می کند و در نتیجه اختلاف در نظر و هدف را به وحدت نظر و هدف تبدیل می نماید . یک تشکل اسلامی بنابر رسالت و مسئولیت خطیر مذهبی ـ انسانی خود می باید تمام توان انسجام یافته اش را برای هدایت افکار انسانهای ناآگاه ، فریب خورده و صادق چه در صف مسلمین و چه غیرمسلمین به کار گیرد و افکار و نظریات و اهداف گوناگون را به وحدت در عقیده و آرمان و هدف برساند .

 

د ) نقش تشکل در وحدت در عمل :

     یکی از لوازم تشکل اسلامی آن است که افراد و گروههای هم عقیده و هم هدف را که به لحاظ وحدت عقیده و هدف ، اعمالشان نیز طبعاً دارای ماهیت واحدی هستند ولی هماهنگی و همسویی لازم را ندارند به مرحله وحدت در عمل می رساند تا کارهای خود را به صورت جمعی ، متشکل و سازمان یافته انجام دهند . این وحدت عمل در حقیقت همگامی نیروها ، تکافو کردن یکدیگر ، انجام وظیفه هر عضو در جای خود و در رابطه متقابل با سایر اعضاء است . مثلاً مسلمانان که دارای عقاید ، آرمانها و اهداف واحد هستند ، طبعاً اعمالشان در صورتیکه مطابق با عقاید و اهدافشان انجام گیرد از کیفیت و هویت واحد برخوردار خواهد بود ، ولی حداکثر بازده این اعمال در صورتی که به طور انفرادی انجام شود این است که هر یک از مسلمانان در مسائل شخصی زندگی خود را راست می پیمایند ولی به وظائف اجتماعی خود عمل نکرده و به دلیل نادیده گرفتن تعهداتی که در برابر جامعه دارند چه بسا که در مسائل سیاسی راه ناصوابی را دنبال کنند . طبیعی است که در این صورت هیچ تضمینی برای حاکمیت تفکر اسلامی و اصول و معیارهای الهی بر چنین جامعه ای که جامعه مسلمانان نیز هست وجود ندارد . همانگونه که قرنها مسلمانان در جوامعی زندگی کردند که در عین حال که اکثریت با آنان بود همواره محکوم بودند و به حکومتهایی تن در می دادند که پایبند اصول و معیارهای اسلامی نبودند و به حکومتهایی تن در می دادن که پایبند اصول و معیارهای اسلامی نبودند و اکنون نیز بیشتر جوامع اسلامی دچار همین وضع هستند ، تردیدی نیست که در همین جوامع ، بیشتر مردم به انجام وظائف و تکالیف شخصی خود پایبند بوده و هستند و هر کدام دقیقاً در اعمال و گفتار مطابق با دستورات دینی عمل کرده و می کنند ولی آنچه آنها را به جای آنکه زیر حکومت الله باشند تحت سلطه غیرخدا قرار داده است عدم هماهنگی و همسویی همین گفته ها و اعمال بوده و می باشد . یک تشکل سیاسی اسلامی می تواند در هماهنگ و همسو کردن همه امکانات مسلمانان از جمله اعمال آنها اساسیترین نقش را ایفا نماید و از مجموع نیروهای آنها حکومتی بر اساس معیارهای اسلام و در خدمت تعالی و تکامل انسان برقرار سازد .

     هر کس که با اسلام اندکی آشنایی داشته باشد می پذیرد که اسلام یک دین اجتماعی است و حوزه تأثیر آن به محدوده قلب و درون تک تک افراد منحصر نمی شود ، بلکه جامعه را نیز دربر می گیرد . اسلام از آنجا که برای مسائل اجتماعی ، دستورالعمل دارد و می خواهد جامعه را اداره کند ، باید بتواند تک تک افراد مسلمان را چنان به یکدیگر پیوند دهد و تک تک نیروها را چنان بسیج کند که از مجموع تأثیر آنها ، یک نتیجه اجتماعی واحد حاصل شود . آنچه این نیروهای منفرد را برای ورود به صحنه عمل اجتماعی و اداره جامعه ودر ست گرفتن حکومت ، مفید و هماهنگ می سازد ، « تشکل » است . تشکل در حقیقت ، دالان عبور از فردیت به سوی کار جمعی است و دینی که به جمع و جامعه نظر دارد نمی تواند به تشکل نظر نداشته باشد .

     با توجه به همین اصل است که اسلام ، اهمیت فراوانی برای عبادات جمعی قائل شده و به وحدت در انجام فرائضی چون حج و نماز سفارش اکید فرموده است . مردمی که به خدا ، یک قبله ، یک کتاب ، یک رهبری و یک نظام معتقدند و نبوت و امامت و عدالت و معاد را باور دارند ، آنگاه که در خانه های خود به عبادت و نماز می ایستند همه به سوی یک قبله و برای نزدیکی به یک خدا و در اطاعت از یک مکتب و با یک ذکر و یک نوع عمل و با یک منظور و یک هدف نماز می خوانند بین همه این نمازگذاران وحدت عقیده و هدف و وحدت عمل به طور انفرادی در نمازهای فرادایشان وجود دارد . چنین نمازی با اینکه صحیح انجام می شود بازده نماز جماعت را ندارد . نماز جماعت در عین اینکه عبادت است یک تشکل وحدت آفرین و یک حرکت عبادی سیاسی و فوق العاده پربار است .

     در نماز جماعت همه با هم قیام می کنند ، نیت می کنند ، تکبیر می گویند ، به رکوع و سجود می روند ، ذکر می گویند ، شعار می دهند ... و همین حالت جمعی است که به آنها نیرو و حرکت می دهد ، به یکدیگر نزدیکشان می نماید و از حال یکدیگر باخبرشان می کند و به آنها فرصت می دهد تا در رفع مشکلات یکدیگر را یاری دهند و کارهای بزرگی را که از تک تک آنها برنمی آید با بهره گیری از نیرو و توان جمعی انجام دهند . یعنی مسائل در سطح وسیعتری در نماز جمعه وجود دارد . همانگونه که گردهمایی حج نیز یک تشکل عظیم اسلامی است و نمایشگر وحدت سیاسی ، مکتبی مسلمانان می باشد .

 

هـ ) رابطه تشکل با وحدت در اداره جامعه :

     یکی از نیازهای اساسی جامعه اسلامی ، وحدت و هماهنگی اداره کنندگان جامعه است . در شرایطی که استعدادها و نیروهای مساعد بدون برخورداری از یک تشکل اسلامی صرفاً بر اساس اقتضا در قسمتهای مختلف دستگاه اداره کننده جامعه مشغول کار می شوند ، تضمینی وجود ندارد که میان آنها هماهنگی لازم در چگونگی اداره جامعه وجود داشته باشد تا بتوانند از حداقل نیرو حداکثر بهره برداری را به عمل آورند و از گسیختگی در نظام جامعه که آفت برخاسته از فقدان وحدت در اداره جامعه می باشد جلوگیری نمایند .

     یکی از آثار ارزشمند تشکل اسلامی آن است که اولاً نیروهای مستعد برای مدیریت و خدمت به جامعه را شناسایی کرده و بر اساس معیارهای مکتبی آنها را جذب و دعوت به همکاری می کند و ثانیاً بر مبنای ایدئولوژی اصیل و حیاتبخش اسلامی آن را تربیت کرده و آموزش سیاسی ـ ایدئولوژیک می دهد تا با کاردانی و لیاقت و ایمان و صداقت کافی و لازم در راه تحقق باورها ، هدف و آرمانهای اسلامی خویش و خدمت شایسته به جامعه اسلامی قرار گیرند و علاوه بر اینکه جامعه اسلامی خویش و خدمت شایسته به جامعه اسلامی قرار گیرند و علاوه بر اینکه جامعه اسلامی را وحدت و انسجام بخشند میتواند با شناسایی ، آموزش و تربیت نیروهای مستعد و تلاش در معرفی و گزینش آنها برای انجام مسئولیتهای متناسب با صلاحیت و تخصصشان نقش خویش را در ایجاد نظام توحیدی و ایجاد شرایط مناسب برای شکوفایی استعدادها و بروز خلاقیتها و تبلور و تقویت ارزشهای والای اسلامی انسانی ایفا نماید .

     می دانیم که در پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر نقشه معجزه آفرین رهبری اقدامات منظم نیروهای اصیل اسلامی که از نیمه تشکلی برخوردار بودند و به کمک همان نیمه تشکل می توانستند اقدامات هماهنگ و وحدت کلمه لازم را به وجود آورند یکی از عوامل بسیار مهم و اساسی بوده است ولی از آنجا که این نیمه تشکل نتوانسته بود در همان مرحله خود را به یک تشکل کامل اسلامی تبدیل کند و با شناسایی نیروها و استعدادها تربیت و هماهنگ کردن آنها آمادگی کامل را برای اداره جمهوری اسلامی کسب کند ، به ناچار زمینه برای حکومت کسانی که گمان می رفت به دلیل برخورداری از تشکیلات کاملتر در خود آمادگی بیشتری برای اداره کشور می دیدند فراهم شد . در حالی که اگر نیروهای اصیل انقلاب از همان ابتدا دارای یک تشکیلات قوی با نیروهای ساخته شده و اصیل و برآمده از انگیزه ها و اهداف اسلامی بود ، بسیاری از نارسائیهای کنونی جامعه که آسیبهای سختی به پیکر انقلاب اسلامی و امت به پا خواسته ایران وارد ساخت وجود نمی داشت و شتاب حرکت تکاملی جامعه به سوی الله بیش از این بود .

 

وحـدت تشکـلها :

     هر تشکلی قهراً دارای هدفی مشخص است که کلیه فعالیتها و برنامه هایش را می باید با توجه به آن هدف تنظیم و عملی نماید ، بی شک هر یک از تشکلها با دیگر تشکلهای هم هدف خویش ( که در تمام هدف مشترکند ) می توانند به وحدت رسیده و اختلافات استراتژیکی ( شیوه عمل درازمدت ) و تاکتیکی ( شیوه عمل کوتاه مدت ) فی مابین را از میان بردارند . وحدت مزبور در میان انواع تشکلها چه اسلامی و چه غیراسلامی امری است ممکن . بدین معنا که هر گاه تشکلهای هم هدف و هم عقیده بخواهند در یکدیگر ادغام و در عمل با یکدیگر متحد شده و به صورت تشکل واحد در آیند ، این عمل با حل اختلافات موجود در استراتژی و یا تاکتیک بین این تشکلها انجام پذیر است . در این مورد بین تشکلهای اسلامی و تشکلهای غیراسلامی تفاوت نیست زیرا همانگونه که تشکلهای اسلامی با وجود وحدت در عقیده و هدف قادرند در استراتژی و تاکتیک با هم به وحدت برسند و به صورت یک تشکل واحد درآیند این امکان برای گروههای غیراسلامی نیز وجود دارد تا در صورت وحدت در عقیده و هدف ( ایدئولوژی ) در استراتژی و تاکتیک هم به وحدت برسند و به صورت تشکل واحد در آیند . در این جا سه نکته اساسی وجود دارد که در حقیقت تفاوتهای اساسی میان تشکلهای اسلامی را تشکیل می دهند .

 

فرق تشکلها در ارتباط با وحدت :

1 ) به دلیل وجود روح وحدت در ایدئولوژی اسلامی و به دلیل بودن توحید در اسلام امکان وحدت تشکیلاتی بین گروهها ، سازمانها ، انجمنها و سایر تشکلهای اسلامی در حد بسیار بالایی وجود دارد زیرا در اسلام اصالت با ایده و هدف ، عقیده و آرمان و به طور خلاصه با مکتب است و آن هم نه به طور ناقص بلکه به طور کامل و تمام عیار . علاوه بر آن ، اسلام تنها یک ایدئولوژی اجتماعی محض نیست که کاری به گرایشها و امیال درونی افراد نداشته باشد ، اسلام مکتب تزکیه و تصفیه باطن نیز هست و به همین سبب علاج بیماریهایی از قبیل جاه طلبی و خودبینی و حسادت و قدرت طلبی ، می تواند ریشه بسیاری از نزاعها را که عامل تفرقه و مانع وحدت است ، بسوزاند . بنابراین تشکلهای به راستی معتقد به اسلام که طبعاً در تمام هدف خویش که همان اسلام راستین است وحدت دارند ، به آسانی می توانند اختلافاتی را که در خطوط کلی و یا روشهای اجرایی بین آنها وجود دارد حل کنند و به صورت امت واحده اسلامی نویدبخش استقرار حاکمیت الهی اسلام در سطح جهانی باشند . اما تشکل های دیگر گرچه به ظاهر هدف و ایده ای مشترک دارند ولی از آنجا که ایدئولوژیشان کفرآمیز ، شرک آلود و برون از توحید است و انگیزه های مادی و منافع شخصی و گروهیشان نیز از اهداف دعائیشان قویتر است ، احتمال وحدت کاملشان با یکدیگر بسیار ضعیف است . در حقیقت بین این گروهها آنچه محور است کسب قدرت و حاکمیت هر گروه برای خویش است و آنچه مطرح نیست منافع مردم و حکومت قانون است .

2 ) یک تشکل به راستی اسلامی تنها زمانی می تواند با تشکل و یا تشکلهای دیگری که به وحدت برسد و به صورت تشکل واحدی درآید ، که بین آن با سایر تشکلهای در تمام هدف ( که همان اسلام اصیل بی کم و کاست می باشد ) وحدت و اشتراک باشد نه بخشی از آن . بدین ترتیب هرگز یک تشکل اسلامی خالص با گروهها ، سازمانها ، احزاب ، جمعیتها و دیگر تشکلهایی که نام اسلام را بر خود دارند و اسلام ناب را به طور کامل و خالص و بی غش باورد ندارند ، به وحدت نمی رسد . به وحدت کامل ( به صورت تشکل واحد درآمدن ) و نه ناقص ( وحدت در استراتژی و تاکتیک ) در صورتی که گروههای غیراسلامی هر گاه در بخشی از هدف با یکدیگر وحدت و اشتراک داشته باشند ولو در بخش دیگری در تضاد کامل هم باشند می توانند در برخی موارد به وحت برسند و مواضع سیاسی ـ استراتژیکی و تاکتیکی واحدی انتخاب نمایند .

     همانگونه که ما در عمل می بینیم گروههای وابسته به شرق و غرب تنها به خاطر دشمنی مشترک با جمهوری اسلامی ( اشتراک در بخشی از هدف ) در برخی موضع گیریهای سیاسی ( استراتژیکی و تاکتیکی ) با یکدیگر به وحدت می رسند و مشترکاً فعالیتهای ضدانقلابیشان را سازمان می دهند و هدایت می کنند در صورتیکه بر فرض براندازی رژیم حاکم و دشمن مشترکشان هر کدام برای استقرار نظام مطلوب خود کوشش می کنند .

     اصولاً گروهها و سازمانهایی که نه بر اساس توحید بلکه بر پایه تضاد شکل گرفته اند ، می توانند با تشکلهای دیگر صرفاً بر پایه تضاد مشترک و داشتن دشمن واحد جبهه واحد تشکیل دهند و وحدت پیدا کنند . اما یک تشکل اسلامی برای وحدت با سایر تشکلها ، تنها نمی تواند به داشتن دشمن مشترک اکتفا کند و به عبارت دیگر تنها جنبه های منفی و سلبی برای وحدت کافی نیست بلکه جنبه های مثبت مشترک نیز لازم است و برای یک تشکل اسلامی هیچ جنبه مثبتی ، اگر توحید اسلامی را دربر نداشته باشد ، نمی تواند مایه وحدت شود .

3 ) یک تشکل اسلامی هرگز با گروههای غیراسلامی اعم از چپی و راستی به هیچ عنوان و بهانه ای 
نمی تواند به وحدت برسد ، بدین معنی که یک تشکیلات سیاسی مذهبی به حکم محتوی عقیدتی اش نه تنها قادر نیست با تشکلهای غیراسلامی به وحدت تشکیلاتی برسد و چنین چیزی اصولاً محال است بلکه هرگز وحدت استراتژیکی و یا تاکتیکی هم با آنها پیدا نمی کند . مثلاً اگر نظامی هم روی کار باشد که مورد خصومت مشترک اسلام و مارکسیسم باشد مسلمانان هرگز برای سرنگونی رژیم حاکم در هیچ مقطعی با مارکسیستها وحدت نخواهند کرد زیرا استراتژی و تاکتیک ما برخاسته از مکتب است و هویتی کاملاً اسلامی دارد و همین هویت است که اجازه همکاری ( ولو مقطعی ) با کسانی را که هیچ وجه مشترکی در هدف نهایی با مسلمانها ندارند بلکه در نقطه مقابل آن ( شرک ) قرار دارند نمی دهد .

     سخن مهم امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی در این باره نشان دهنده همین اصل اساسی در اسلام است ؛ « که ما در برانداختن رژیم هم با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد.»

 

همکـاری بیـن تشـکلها

     بین تشکلهای اسلامی که دارای عقیده و هدف مشترک می باشد اگر به علت اختلاف نظر در استراتژی و تاکتیک وحدت تشکیلاتی انجام نگیرد ، قطعاً هر تشکلی با حفظ موجودیت خویش می توانند با دیگر تشکلهای اسلامی همکاری همه جانبه داشته باشند . کما اینکه این همکاری و هماهنگی می تواند در موارد ضروری به صورت وحدت در تاکتیک و حتی استراتژی هم درآید زیرا بی تردید اینگونه تشکلها مصالح عالیه اسلام را بر دیدگاههای فرعی خود ترجیح می دهند و برای رسیدن به هدف اصلی از نقطه نظرهای جزئی خود صرفنظر می کنند تا در سایه اتحاد تشکلها نیرومندتر و آسانتر به آرمان امت اسلامی دست یابند .

 





طبقه بندی: نوشته های فعالین جاد،

[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ دبیر سیاسی ]

[ نظرات() ]