تبلیغات
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان - سیره امیرالمومنین در قبال زبیر و طلحه بیانگر دو نحوه برخورد متفاوت با سران فتنه جمل است

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری



حجت‌الاسلام‌ مهدی همازاده ابیانیه
* -
امیرالمؤمنین به بازگرداندن زبیر در فتنه جمل، امیدوار بود و البته سابقه او در دفاع از علی، همین را نشان می داد. پیش از هنگامه نبرد جمل نیز با زبیر و طلحه، مذاکراتی داشت و در نهایت به اصحابش فرمود: «موضع آن دو با یکدیگر متفاوت است؛ زبیر از روى تحریک به میدان آمده و هرگز با شما جنگ نخواهد کرد. ولى طلحه …».  امام علیه السلام پس از خطبه ای که برای سپاهیانش خواند نیز، طلحه را نفرین کرد که: «خدایا او را زیادت از این مهلت نده و مرا از مکر او وارهان.» اما درباره زبیر فقط فرمود: «خدایا مرا از شرّ او کفایت کن.»  و خواستار مرگ او نبود.

همچنین در روز جمل، پیش از آن که دو سپاه درگیر شوند، علی علیه  السلام، زبیر را طلبید و روزی را به خاطرش آورد که دست در دست رسول  خدا از مقابل علی گذشته بودند: «من نزد شما باز آمدم، حضرت رسول بر من سلام گفت و من بر روى او خندیدم و سلام کردم. تو گفتى: پسر ابوطالب، دست از تکبّر نخواهد برداشت. آن حضرت فرمود: آهسته باش اى زبیر که على تکبّر ندارد. آیا او را دوست می‌داری؟ گفتی: آری، چرا او را دوست نداشته باشم؟ فرمود: اما روزى بیاید که در مقابلش بایستی و تو آن روز بر وى ظالم باشى.»  زبیر اظهار داشت که این واقعه را فراموش کرده بوده و قسم یاد کرد که با علی نخواهد جنگید. هرچند که فرزندش عبدالله پس از بازگشت پدر، او را تحریک کرد که با دیدن سپاه علی، ترسیده است.

از این جا به بعد با دوگونه روایت تاریخی از عاقبت زبیر مواجه هستیم؛ اما روایت مشهورتر – غیر از روایت طبری – این است که او پاسخ فرزندش را داد و از جنگ کناره گرفت و راه مدینه در پیش گرفت.  حتّی شعری را بدو نسبت داده اند که در این هنگام سروده است. چه این که در پایان گفتگو با امیرالمؤمنین، گفته «حالا که کار از کار گذشته، چطور برگردم؟ به خدا این ننگى است که هرگز پاک نخواهد شد.» و علی علیه السلام پاسخ داده: «اى زبیر! پیش از آن که ننگ و جهنّم با هم جفت شوند، با ننگ برگرد». او نیز از جنگ منصرف شده و چنین سروده است: «ننگ را بر آتش فروزان برگزیدم، مخلوق گلى با آتش نمی سازد، على از موضوعى که از آن بیگانه نبودم سخن گفت، که به جان تو مایه ننگ دنیا و دین است، گفتم اى ابوالحسن ملامت بس است و قسمتى از آن چه گفتى، مرا کافى است».

به هرحال براساس هر دو روایت، زبیر در راه بازگشت و در وادی سباع، توسّط یکی از بصریان ترور شده و امیرالمؤمنین نیز با شنیدن خبر درگذشت او بسیار متأسّف و متأثّر گردید. حتّی قاتل او را به آتش جهنّم بشارت داد! و با دیدن شمشیر زبیر فرمود: «چه بسیار غم و اندوه که این شمشیر از چهره رسول خدا زدوده است.»

این نحوه برخورد امام علیه السلام نشان می‌دهد که بعد از انصراف زبیر از درگیری با حضرت و عدم شرکت در جبهه تقابل با ایشان، سزاوار قتل نبوده و گویا امام علیه السّلام، در پی کشاندن دوباره او به سمت خودشان بودند. ولی در مورد طلحه پس از مذاکره دوطرفه، فرمود: «پاسخ مرا به باطل داد. من او را با یقین دیدار کردم و او با حالت شکّ به ملاقات من آمد. به خدا سوگند، حقّ من او را سودى نمى‏‌بخشد.»  سعدبن أبی وقّاص نیز در این باره گفته بود: «زبیر از سوی خانواده اش مغلوب شد [و تحت تأثیر قرار گرفت] ولی طلحه اگر می توانست با پاره کردن شکم خود به خلافت برسد، همین کار را می‌کرد.»  حضرت هیچگاه از قتل او اظهار تأسّف نکرد و بلکه رو در روی او شمشیر کشید.

و این، بیانگر دو نحوه برخورد متفاوت با سران فتنه جمل است؛ رویکردی مسالمت‏‌جویانه و وحدت‏‌طلبانه با او که در حسّاس‏‌ترین و حیثیتی‌‏ترین موضع، از سر اشتباه خویش بازگشت، و رویکردی قاطعانه و بی‌‏مسامحه با او که حاضر به پذیرش اشتباه نبود و بر باطل خویش، اصرار داشت.

بسیار امیدوار بودیم که این آقایان، لااقل از میانه راه بازگردند؛ اما گویا مسلک طلحه، جذاب تر بوده است!




[ جمعه 9 آبان 1393 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ دبیر سیاسی ]

[ نظرات() ]